السيد الطباطبائي

239

مجموعه رسائل ( فارسى )

يا أميرالمؤمنين ! فلم تُوجِّهُهُ و أنت تعلم أنّه مخدوع ؟ فقال عليه السلام : يا بنيَّ لو عمل‌اللَّه في خلقه بعلمه ما احتجّ عليهم بالرسل . يعنى وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام ابوموسى اشعرى را مىفرستاد ( در داستان جنگ صفين و حكم قرار دادن ابوموسى پس از اصرار مشايخ نهروان ) ، مىفرمايد : مىبينم ابوموسى فريب خورده و عمروعاص به او حيله زده و عليه من رأى خواهد داد . عبداللّه گويد : عرض كردم يا اميرالمؤمنين ! حالا كه علم داريد ابوموسى فريب خواهد خورد چرا او را مىفرستيد ؟ امام عليه السلام فرمود : فرزندم ، اگر خدا به علم خود دربارهء خلقش عمل مىفرمود با فرستادن انبياء و رسل به مردم احتجاج نمىفرمود يعنى به علم خود عمل نمىكند بايد انبياء را بفرستد گرچه عالم است كه كدام كس ايمان خواهد آورد و كدام نه . من هم نمىتوانم بر حسب علم خود عمل كنم بايد اسباب و مسببات عالم طبيعت از روى مصالح و مفاسد و افعال بشر با اختيار بشر فراهم آيد . اين بحث را علامهء كبير و يگانه استاد اكبر آقاى طباطبائى - دام‌ظله - در رسالهء نفيسهء خود « بحثى كوتاه دربارهء علم امام » به نحو بسيار لطيف و خوبى حل فرموده و از اين جهت لازم دانستم كه پس از استجازه از محضر شريفشان به چاپ آن رساله اقدام شود و نظر بر اين‌كه در صفحات آذربايجان - با اين كه آن رساله دو مرتبه در قم چاپ شده - نسخهء آن بسيار نادر و ناياب بود به نشر آن اقدام و در دسترس عموم دانش‌پژوهان ارجمند كه علاقه‌مند به معارف دينى و مسائل اصول دين و اوصاف امام و معرفت كامل به حجت خداوندى هستند قرار داده شود و بر خلاف آنچه كوته نظران خيال مىكنند آن رسالهء شريفه دربارهء علم امام انتشار يافته و به دست عاشقان علم و فضيلت برسد . و به اين مناسبت شبى تلفن را برداشته و با خود آيةاللَّه طباطبائى - دام ظله - از تبريز به قم تماس گرفته و اجازهء تجديد طبع را صادر و نسخه‌اى نيز به وسيلهء پست از چاپ‌هاى بعدى ارسال فرمودند . با كمال خرسندى به مجرد صدور اجازه ، مقدمات طبع فراهم شد .